یادداشت اختصاصی / جلیل آقامحمدی،
شروع ارسال کمکهای غذایی تحت عنوان «کمکهای بشر دوستانه» توسط دولتهای غربی، سوالی جدی در اذهان ایجاد میکند؛ بدین جهت که عامل بیثباتی و کشتار وحشیانه مردم رنج کشیده فلسطین و به تبع آن قحطی برنامهریزی شده برای آنها با کمک و مساعدت مالی و تسلیحاتی همین کشورها انجام گرفته است.
پس افکار عمومی جهان به دنبال پاسخی منطقی میگردد تا بپذیرد این اقدامات کمک بشر دوستانه است، که البته با سابقهای که این قبیل دولتها از خود به جای گذاشتهاند، قطعاً پاسخی جز فریب افکار عمومی به دست نمیآید.
هرچند لازم است اینگونه رفتارهای دوگانه نیز مورد ارزیابی قرار گیرد.
این گونه حرکات مزورانه، تناقض ظاهری مدعیان حقوق بشری را نشان میدهد که نه تنها بسیاری از مردم، ناظران و فعالان بینالمللی را راضی نمیکند، بلکه موجب خشم آنها نیز می شود.
از جمله دلایلی که دول غربی به حمایت از اسرائیل غاصب ترغیب شدهاند، به این شرح است؛
بسیاری از کشورهای غربی و در رأس آنها آمریکای جنایتکار، اسرائیل را یک شریک استراتژیک مهم در منطقه خاورمیانه میدانند و معتقدند این گروهک تروریستی که به هیچ قانون و اخلاقی پایبندی ندارد، میتواند در رسیدن آنها به اهدافشان نقش قابل قبولی ایفا کند.
استکبار و استعمار در طول دهههای متمادی برنامههایی را تدوین کرده بودند که میتوانستند برای زندگی بهتر خود منابع سایر کشورها را به تاراج ببرند. تاریخ یک قرن اخیر ظلمهای بیشمار این کشورها را به خوبی ثبت و ضبط کرده است؛ از غارت نفت تا معادن، از کشتار مردم بیگناه تا دخالت در عزل و نصبهای حاکمیتی در پرونده این جنایتکاران وجود دارد.
در نیم قرن گذشته که دستشان از کشور قدرتمندی چون ایران کوتاه شد، به بهانه مبارزه با تروریسم، حفظ ثبات منطقهای، از بین بردن سلاحهای کشتار جمعی و … بارها به کشورهای بلوک شرق لشکرکشی کردند؛ اما نتوانستند نگرانیهای به وجود آمده را از بین ببرند. چه بسا این نگرانی روز به روز شدت یافت؛ چرا که انقلاب نو ظهوری به نام انقلاب اسلامی ایران با تفکر و اندیشههای ناب الهی قیام کرده تا در برابر زورگوییهای مستکبران قدعلم کند.
با قدرت گرفتن انقلاب اسلامی و گسترش نفوذ در منطقه اراذل و اوباش، جهانی را بر آن داشت تا چارهای بیندیشند، اما با وجود همه داشتههای دنیایی تنها دو راه در مقابل خویش یافتند؛ یا باید قانع به منابع داخلی خود باشند یا برای مقابله با نفوذ قدرت جدید منطقهای و جهانی وارد کارزار شوند.
کمکهای مالی و تسلیحاتی به رژیم منفور صهیونیستی و حتی در مواردی کمکهای مادی به نام «کمکهای بشردوستانه» به مظلومین تحت ظلم خودشان، نیز در قالب همان مقابله با نفوذ قدرت جدید تعریف میشود.
همانطور که اشاره شد کمکهای نظامی را به بهانه ثبات و کمکهای غذایی و بهداشتی را برای رهایی از فشارهای خارجی و داخلی و فریب افکار عمومی انجام میدهند.
البته با استدلالهای عوام پسندانه اینگونه القا میکنند که کمکهای بشردوستانه به مردم غزه، یک اقدام مستقل و مبتنی بر اصول انسانی است که نباید با سیاست خارجی و روابط دفاعی آنها با اسرائیل خلط شود. در مواردی نیز میخواهند نشان دهند که به رنج انسانی اهمیت میدهند، حتی اگر در جبهه سیاسی و نظامی از طرف مقابل حمایت کنند.
البته امیدوارند با این رویکرد اجازه خواهند یافت تا در سطح بینالملل هم به عنوان حامی حقوق بشر و هم به عنوان متحد استراتژیک ظاهر شوند. گویی که در قتل عام میلیونها انسان بیگناه، نه تنها نقشی نداشتند بلکه حامی حقوق زنان، مردان و کودکان نیز بودهاند.
به طوری که بعضا نام بی رحمترین آنها در اقدامی مضحک به عنوان یک عنصر صلح طلب مورد تحسین سایر جنایتپیشگان قرار میگیرد.
دیدگاهتان را بنویسید