دکتر عبدالصالح خزایی مشاور مرکز معاونت اجتماعی نیروی انتظامی استان بوشهر در یک گفتگوی اختصاصی با نشریه لیان بوشهر بخش هایی از یک مشاوره بالینی را با هدف آگاهی بخشی به جامعه مطرح کرد.
دکتر خزایی ضمن سلام و ادای احترام خدمت هم استانی های عزیز بخشی از یک پرونده ارجاعی را بعد از انجام مشاوره و بررسی های کارشناسی به شرح ذیل بیان نمود:
خزایی : طی درخواست یکی از مدیران مدرسه مبنی بر منزوی بودن و افت تحصیلی یکی از دانش آموزان مقطع تحصیلی متوسطه و در خواست از کارشناس مرکز مشاوره آرامش جهت مداخله؛ با وی مصاحبه بالینی انجام دادم که شرح ماجرا به شرح زیر م باشد:
دختری ۱۷ ساله، پایه دوازدهم رشته ریاضی هستم. من در خانواده پرجمعیت و کم درآمدی در روستا بزرگ شدم، پدرم ۱۰ سال پیش به خاطر اختلاف با مادرم ازدواج مجدد کرد و چند سال بعد از ازدواج تصادف و از ناحیه کمر آسیب دیده و زمین گیر شد و مشکلات مالی و خانوادگی بیشتر شد و من ترجیح دادم که جهت تحصیل و رهایی از تنش های خانوادگی از روستا به شهر مهاجرت و در کنار خواهر بزرگم که متاهل و کارمند بود زندگی کنم . در این دو سالی که پیش او بودم از لحاظ مالی از من حمایت می کرد اما بعضی اوقات به خاطر پوشش و یا رفت و آمد با دوستانم مرا مواخذه و محدود می کرد ناراحت می شدم و بعضی وقتها به او حق می دادم. از اینکه با من وقت می گذاشت و از من حمایت می کرد راضی بودم تا اینکه اوایل مهر ماه با توجه به فشردگی درس ها و سنگین بودن رشته تحصیلی و همچنین رقابت با همکلاسی هایم که از خانواده سطح بالا و گاهی مرفه بودند و امکانات آموزشی بهتری برخوردار بودند؛ از خواهرم به منظور موفقیت در کنکور و بالا بردن معدل درخواست شرکت در کلاس های تقویتی و تهیه منابع کمک درسی نمودم اما خواهرم یک جمله به من گفت که تمام دنیا، آرزو و اهدافم بر سرم آوار شد… آخه توقع نداشتم که تنها حامی من در این چند سال که نقش پدر و مادر را برای من داشت این جمله را به من بگوید…گریه مراجع …..
و بعد از آن احساس بیارزشی و حقارت کردم و بارها به فکر خودکشی افتادم تا از این دنیای بی رحم راحت شوم و سربار دیگران نباشم و این جمله دردناک خواهرم که توقع شنیدن آن را نداشتم این بود: “من حاضرم روی سگ توی کوچه سرمایهگذاری کنم و امید موفقیت داشته باشم ولی روی تو یکی نه! ”
مراجع مشکلاتش و این مورد اخیر را به اولیای مدرسه نگفته بود و بعد از گذشت یک هفته با من مشاور در میان گذاشت که پس از تخلیه هیجانی و مدیریت هیجانات منفی مداخلات لازم جهت درمان و ارتقای توانمندی فردی با آموزش مهارت های مقابله ای انجام شد.
تحلیل کارشناس:
عوامل متعددی مانند عدم حمایت خانوادگی و اجتماعی و همچنین عدم وجود عوامل محافظت کننده از نوجوان مانند روابط منفی و تنش زا والدین و محیط خانواده استرس زا در افکار خودکشی کیس موصوف تاثیر گذار است.
از دیگر عوامل فردی مؤثر در اقدام به خودکشی ضعف در مهارتهای اجتماعی و فردی مانند خودشناسی ضعیف می باشد. تحقیقات نشان داده است که ضعف در مهارت حل مسئله یک عامل خطرناک در مواقع بحرانی نوجوان است؛ چرا که در هنگام هر گونه مسئله و تنش، تصمیم گیری آنها در مواقع حساس در میان افراد دچار اختلال می شود. ضمنا سابقه حوادث ناگوار در زندگی مراجع مانند ازدواج مجدد پدر در سن کودکی، احساس حقارت و تحقیر توسط اعضای خانواده، مشکلات مالی و اقتصادی در تفکرات خودکشی و اقدام به خودکشی آینده مرتبط دانست. سرکوب عاطفی می تواند در نحوه فایق آمدن فرد بر حوادث ناگوار زندگی تاثیر بگذارد.
پیشنهاداتی جهت پیشگیری:
*آشناسازی نوجوانان در مدارس با مهارتهای مقابلهای و زندگی نظیر خودآگاهی، مقابله با استرس، تصمیم گیری و حل مسئله می تواند آنان را توانمند سازد و یکی از روشهای پیشگیری در این حوزه باشد.
* غربالگری، درمان و پیگیری و اقدامات حمایتی در اختلالات روانی نظیر افسردگی در نوجوانان می تواند خطر خودکشی را به میزان زیادی کاهش دهد.
* توجه ویژه به فرزندان خانواده های آشفته و انجام مداخلات مناسب حمایتی و درمانی.
* شناسایی و احصاء دانش آموزان در معرض خطر و ارجاع به مراکز مشاوره جهت درمان فردی و خانواده درمانی.
دیدگاهتان را بنویسید